برخی از واژه های زیست شناسی وپزشکی

 

 

 

                      سهش های پنجگانه  یا  پولاب های پنجگانه

بينايي،شنوايي،بويايي،چشايي وبساوايي را سُهش های پنجگانه(یا.پولاب های پنجگانه) می نامند

کار سُهش بینایی با چشم است.

سُهش شنوایی از راه گوش انجام می گیرد.

کار سُهش چشایی با زبان است.

سُهش بویایی از راه بینی انجام می شود.

سُهش بساوایی از راه پوست و بویژه دست انجام می شود.

نابينايان بخشی ازدشواری خودرا به ياری سهش های ديگربويژه بساوايي می زدايند.ازراه بساويدن چيزها(ماليدن دست روی آنها) می توانندبسياری ازچيزهارابشناسند.

                    شنوسه و سُهندگی

اگرچيزی بدرون سوراخ بينی کسی رود او شنوسه (عطسه) می کند.تن به اين روش می خواهد آن چيزرابيرون کند.

 

 

برخی ازمردمان سُهندگی(حساسیت) دارندوبسيارشنوسه می کنند.

  برخی از اندام های تن

 

 

گِش

 

 

گِش مانندتلمبه ای خون رابافشاربسوی اندام های گوناگون تن می فرستد. برای این اندام واژه ی سره ی «دل» هم هست که برای جانوران هم اکنون بکار برده میشود(مانند :دل وجگر گوسفند). ولی نگارنده بهتر می داند که بجای «قلب» از واژه ی «گش» بهره گرفته شود و «دل» به چم و مانک «درون» درنگر گرفته شود..زیرا در زمان های کهن که «مغز» برای آدم ناشناخته بوده و اندیشه را به گش نسبت می داده اند و گش(یا دل) را کانون فرماندهی تن می دانسته اند.، وچک (جمله)هایی مانند وچک های زیر درست شده و هنوز بکار برده می شوند:

-       دلم می خواهد.

-       تو دلم گفتم (تو دلم اندیشیدم)

-       به دلم افتاد که ...

 امروزه استوار(ثابت) شده است که کانون فرماندهی تن مغز است و «اندیشیدن»،«خواستن» و «فرمان دادن» کار مغز است. ازاینرو اگر «دل» را به مانک «قلب» بگیریم، نادرستی وچک های بالا(و مانند آنها) پایدار خواهد ماند. ولی اگر «دل» را به مانک «درون» بگیریم، می توانیم نادرستی آنها را بزداییم. افزون بر آن واژه ی «دل» بجای «شکم» هم بکار می رود (مانند دلدرد) ، اگر بجای «قلب» هم بکار برده شود ، مایه ی ناروشنی برخی از سخنان خواهد شد.

گش اندامی سُهنده (حساس) است وبیماری های گشی سیجناک (خطرناک) هستند

 

 

 

دستگاه دمش

دستگاه دمش، بخشی ا ز تن است که اکسیژن را از هوا می گیرد و به خون می رساند .این کار را شش انجام می دهد.

شش

 

 

شش خون راپالايش می کند.شش نیز از اندام های سُهنده است و بیماری های ششی هم سیجناکند

  

کُم

 

 

 

 

 

کُم بخشی ازدستگاه گوارش است که خوراک هاپس ازمری بدرون آن می ريزند.بخش کلانی ازگوارش درون کُم انجام می گردد . یکی از بیماری هایی که شمار بسیاری از هم میهنان ما دچار آن هستند، زخم کُم است.پزشکان به کسانی که زخم کم دارند،سفارش می کنند که در بازه (فاصله) های کم خوراک بخورند تا کمشان تهی نباشد.

 

 

آبدان، کميزدان،گميزدان، شاشدان

                   

آبدان(ياکميزدان ياگميزدان ياشاشدان)اندامی را گويند که شاش پيش ازبرون رفت ازتن درآن گرداوری می شود.

چنانچه می هاژید (ملاحظه می فرمایید) بجای واژه ی بیگانه ی «مثانه» در زبان خودمان چهار واژه داریم که می توانیم از هرکدام خواستیم بهره بگیریم: آبدان، کميزدان،گميزدان، شاشدان

 

خوشگوشت

 

 

پس بجای واژه ی بیگانه ی «لوزالمعده» می توانیم واژه ی «خوشگوشت» را بکارببریم.

 

لوزک ها

 

 

واژه ی «لوزک» از پارسی به تازی رفته و تازیک(معرب) گردیده به «لوزه» دگرگونی یافته است و آنگاه دوتا لوزک (یا دوتا لوزه) را با بهره گیری از دستور زبان تازی «لوزتین» گفته اند. آنچه از دیدگاه نگارنده بسیار وهاک (اهمیت) دارد ، و نگارنده می پرموید(انتظار دارد) که همه ی همزبانان پاس بدارند،خودداری از کاربرد دستورزبان تازی است.

 

 مهره های پشت

   

  

 

پی ها

          

 

        

پی ها(عصب ها)رشته هایی هستند که پیام اندام ها را به مغز می رسانند وفرمان مغز را به آنها بر می گردانند

هرگاه در اندامی که پی آن آسیب دیده واز کارافتاده،سوزنی فرو رود یا زخمی زده شود، دردی سهیده نخواهد شد.

 

 

 

 

 

                  ابزارهای پزشکی

 

ابزارهای پزشکی : فروشگاه هايي که ابزارهاوکالاهای وابسته به پزشکی ودرمان را می فروشند،می توانند بجای واژه ی آمیخته ی «لوازم پزشکی» برروی پَلمه وياپشت شيشه ی خودفرنام«ابزارهای پزشکی» يا «ابزارپزشکی» يا «کالای پزشکی» را بنويسند.

 

 

                     برخی از کالاها وابزار های وابسته به پزشکی

 

چکانه

ابزاری که برای چکاندن دارو (ياهر آبگون ديگر)بکارمی رود چکانه ناميده می شود.چکانه هاچندگونه اندکه برخی ازگونه های آنهادر ريخت زيرنشان داده می شوند :

 

 

آينک

 

 

برخی اززبانزدهای دانش پزشکی

فاجين : پزشک نام داروها راروی برگه ای می نويسدوبه بيمار می دهد تاازداروخانه بخرد ،اين برگه رافاجين(ياپاچن ياسياهه) می نامند.

درمانکده : ساختماني که پزشک درآن بيماران رامی بيند و برايشان فاجين می نويسد،«درمانکده» يا «پزشکخانه» ناميده می شود.

ويژه کار : کسی که دررشته ی ويژه ای دانش آموخته و کارآزموده شده باشد،ويژه کاردرآن رشته ناميده می شود.

سترون : سترون کسی راگويندکه بچه دارنمی شود.

چنگار : چنگارنام يکی ازبيماری های سيجناک است. دراين بيماری ياخته های بخشی ازتن بيش ازاندازه ی بهنجارافزايش می يابند.

دُشافريد : کسی راکه درهنگام زاده شدن يکی ازاندام های تن او آک داشته باشد،«دُشافريد»می نامند.(«دُش»پيشوندی است که آرش «بد»يا«زشت»می دهد.)

نيشگری : گاهی پزشک برای درمان بيماربخشی ازتن اوراپاره می کندواندام تباه شده ای رابرمی دارد ياکارديگری درون تن اوانجام می دهدوسپس جای پارگی رامی دوزد.اين کاررانيشگری می نامند.نيشگری اززمان های بسياردورآغازشده وباگذشت زمان پيشرفت کرده است.امروزه هاتا گِش راکه اندامی بسيارسُهنده می باشد،بانيشگری ازتن جدامی کنندودوباره می پيوندانند.

دُژپل چنگاری : دژپل يادُژپه ياگره ی چنگاری گره ای است که به رون بيماری چنگار درتن پديد می آيد.به آساپزشکان نيشگراين گره رابانيشگری برمی دارند. برخی ازبيماران بااين کارنيشگری بهبودی می يابند. ولی درتن برخی ازبيماران دوباره دژپلی ديگرپيداشده ومی بالد(بزرگ می شود).

ريم(چرک،گندگی)و گندزدايي

اگرروی زخم پوشانده نشودوآب آلوده به آن برسدچرک می کند.چرک راريم ياگندياگندگی هم می نامند.

اندامی ازتن راکهچرک کرده باشد،چرکين ياريمن نامند.

درجايي که بيماری زندگی می کرده است برای ازميان بردن آلودگی هاوپيشگيری ازبيمارشدن ديگران کارهايي انجام می دهند ،که آنهاراگندزدايي (ياپَلَشت بری)می نامند.

گواردن

خوراک دردستگاه گوارش گوارده می شود.گوارش برخی از خوراک هاآسان است وزودانجام می گيردمانندشير.برخی از خوراک هاهم ديرگوارهستند.بخشی ازخوراک درکُم گوارده می شودوبخش ديگری ازگوارش هم درروده ی کوچک انجام می گيرد.

برگردان پارسی برخی از

پَلمه های پزشکان :

درمانکده.................................

ويژه کاربيماریهای ششی

درمانکده.................................

ويژه کارونيشگرچشم

درمانکده.................................

ويژه کار بیماری های گش

درمانکده.................................

ويژه کار نیشگری همگانی

 

 

 

 

 

 

 

گزاره : بجای واژه ی «درمانکده»می توان ازواژه ی «پزشکخانه» نيز بهره گرفت.

ويژه کاری های گوناگون پزشکی

برخی ازويژه کاری های دانش پزشکی به گزاره ی زيرهستند :

ويژه کاربيماری های مغزوپی

ويژه کارونيشگرچشم

ويژه کاربيماری های گش ورگها

ويژه کاربيماری های روانی

ويژه کاربيماری های گوش وگلووبينی

ويژه کاربيماری های درونی

ويژه کاربيماری های پُلک وگميزراه ها

آرش واژه ها

آب چکيده : آب چکانيده،آب مقطر

آينک : عينک

ابزارهای پزشکی : لوازم پزشکی

اپکانه : فگانه،سقط جنين

اندرونه : امعاء واحشاء

باليدن : بزرگ شدن،رشدکردن

پُلک : کليه- قلوه

پَلمه : تابلو

پی : عصب

پيونداندن : پيوندکردن،وصل کردن

چرک : ريم،گندگی ، عفونت

چرکين : ريمن ، عفونت کرده

چرکين شدن : ريمناک شدن،چرک کردن،عفونی شدن

چکانه : قطره چکان

چنگار : سرطان

خوشگوشت : لوزالمعده

درمانکده : پزشکخانه، مطب

دژپل : غده

دژپه : غده

دُشافريد : ناقص الخلقه

دمش : تنفس

سترون : عقيم، نازا

سُهندگی : حساسيت ،آلرژی

فاجين : نسخه

کُم= معده

کميز : گميز،شاش

گره : غده

گِش : قلب

گميزراه : مجرای ادرار

گميزراه ها : مجاری ادرار

گواردن : هضم شدن

لوزک ها : لوزه ها، لوزتين

نيشگر : جراح

ويژه کار : متخصص

ويژه کاری : تخصص

ریوی = ششی

معدی = کُمی

اثنی عشر= دوازدهه

لثه = رستنگاه دندان- زيه- اِرک

صفراء = زرداب،زرده،تلخه

مُخاط = خُلُم

یبوست = بستگی شکم،گیرش