استوانه کورش بزرگ

 

نخستین آگهینامه ی جهانی هوده های آدم

کوروش، پادشاه بزرگ هخامنشی که به باور برخی ازمفسرین از جمله علامه طباطبایی به گمان بسیار همان "ذوالقرنین" (پادشاه ستوده شده در قرآن) است، نوشته ای از خود به یادگار گذاشته که هم اکنون نخستین آگهینامه ی جهانی هوده های آدم( اعلامیه یا منشورجهانی حقوق بشر) شناخته می شود.

 در سال 1258 خورشیدی برابر با 1879 زایشی(میلادی)، به دنبال كاوش‌های گروه انگلیسی، استوانه‌ای از گل پخته بدست باستان‌شناسی بریتانیایی آسوری تبار، در نیایشگاه بزرگ اِسَـگیلَـه ( نیایشگاه مَـردوك ) در شهر باستانی بـابـل در میانرودان (بین‌النهرین= میاندورود) کشف شد و تاكنون نیز در بخش ایران باستان موزه بریتانیا در شهر لندن نگهداری می‌شده است. گمان نخستین باستان شناسان این بوده كه این استوانه به فرمان یكی از پادشاهان بابلی نگاشته شده است. اما پس از بررسی دبیره(خط) شناسان روشن شد كه این استوانه در سال 538 پیش از زایش(میلاد) به هنگام ورود سپاه ایران به بابل و گشایش(فتح) این شهر به فرمان كوروش، بنیان‌گذار پادشاهی ایران و آغازگر سلسله هخامنشیان نوشته شده است. برگردان و پخش (انتشار) متن این استوانه گلی نشان داد که «نخستین آگهینامه (اعلامیه) جهانی هوده های آدم (حقوق بشر)» است. از زمان نگارش این فرمان تا به امروز (1389سال) 2548 سال می‌گذرد.

با پیگیری‌های سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، انگلیسی ها پذیرفتند که استوانه ی کورش را به گونه ی سپنجی (زمانیک،موقت) به ایران بدهندو سرانجام پیمان جابجایی این استوانه برای نمایش در ایران برای زمان 4 ماه به امضا رسید ودر پی آن  ساعت 4:25 دقیقه روز آدینه(جمعه) 19 شهریور 1389 استوانه ی کورش از انگلستان وارد ایران شد.

استوانه كوروش هخامنشی، كهن‌ترین آگهینامه (بیانیه) هوده های آدم  شناخته شده جهان و سند سربلندیِ ایرانیان از همزیستیِ آشتی‌جویانه و گرامیداشتِ باورها و اندیشه‌های همه مردمان کشور در هنگامه بنیادگذاری نخستین امپراتوری جهان است. دنیای باستان همواره از آتش جنگ‌ها و یورش‌های بی‌پایان در رنج بوده است و كشورهای آشتی‌جو نیز ناچار بوده‌اند تا برای رهاییِ مردمان خود از تاخت‌و‌تاز‌های همیشگیِ همسایگان ناآرام، به رویارویی و چیرگی بر آنان بپردازند. اما مهم این است كه پیروزمندانِ میدان نبرد و چیره‌شدگان بر شهرها، چگونه با سپاه شكسته و مردم فرودست رفتار می‌كرده‌اند؟‌ تاریخ جهان بازگوكننده رفتار نیك كوروش بزرگ، پادشاه نیرومندترین كشور آنروز جهان، و كنش‌های ستیزنده دیگر فرمانروایان گیتی بوده است.


گزیده ای از نامورترین بخشِ استوانه کوروش بزرگ

منم كوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانمند، شاه بابل، شاه سومر و اكد، شاه چهار گوشه جهان،... آنگاه كه بدون جنگ و پیكار وارد بابل شدم، همه مردم گام هاى مرا با شادمانى پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریارى نشستم، مردوك خداى بزرگ دل هاى پاك مردم بابل را متوجه من كرد... زیرا من او را ارجمند و گرامى داشتم.
ارتش بزرگ من با آشتی و آرامى به درون بابل آمد. نگذاشتم رنج و آزارى به مردم این شهر و این سرزمین برسد . جاور(وضع) درونى بابل و جایگاه هاى آشوش(مقدسش) مرا تكان داد... من براى آشتی كوشیدم. من برده دارى را برانداختم، به بدبختى آنان پایان بخشیدم. فرمان دادم كه همه مردم در پرستش خداى خود آزاد باشند و آنان را نیازارند.... من همه شهرهایى را كه ویران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نیایشگاه هایى كه بسته شده بودند را بگشایند. همه خدایان این نیایشگاه ها را به جاهاى خود بازگرداندم. همه مردمانى كه پراكنده و آواره شده بودند را به جایگاه هاى خود برگرداندم و خانه هاى ویران آنان را آباد كردم. همه مردم را به همبستگى فرا خواندم. همچنین پیكره خدایان سومر و اكد را كه نبونید بدون واهمه از خداى بزرگ به بابل آورده بود، به خشنودى مردوك خداى بزرگ و به شادى و خرمى به نیایشگاه هاى خودشان بازگرداندم. باشد دل ها شاد گردد. ...

اینك كه به یاری مزدا ، تاج پادشاهی ایران و بابل و كشورهای چهارگوشه جهان را به سر گذاشته ام ، به آگاهی می رسانم :

كه تا روزی كه من زنده هستم و مزدا پیروزی پادشاهی را به من می دهد ، دین و آیین مردمانی راكه من پادشاه آنها هستم ، پاس خواهم داشت (محترم خواهم شمرد) و نخواهم گذاشت كه فرمانروایان  زیر دست من ، دین و آئین پاترم ها یی (ملتهایی) راكه من پادشاه آنها هستم یا پاترم های دیگر را کوچک بشمارند(مورد تحقیر قرار بدهند) یا به آنها توهین نمایند.

من ...، هرگز فرمانروایی خود را بر هیچ پاترمی بار نخواهم كرد (تحمیل نخواهم كرد)و هر پاترمی آزاد است ، كه مرا به فرمانروایی خود بپذیرد یا نپذیرد و هر گاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند ، من با آن پاترم جنگ نخواهم كرد.

من تا روزی كه پادشاه ایران و بابل و كشورهای چهار سویه (جهات اربعه) هستم ، نخواهم گذاشت ، كسی به دیگری ستم كند و اگر به کسی ستم  شد ، من حق وی را از ستمگر خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را کیفر خواهم داد.

. ...
من تا روزی كه زنده هستم ، نخواهم گذاشت كه کسی ، دیگری را به بیگاری بگیرد و بدون پرداخت مزد ، وی را بكار وادارد. من امروز می گویم ، كه هر كس آزاد است ، كه هر دینی را كه می خواهد ، بپذیرد و در هر جایی كه می خواهد زندگی كند ، مشروط به اینكه به هوده های (حقوق) دیگران آسیبی نرساند.

من به آگاهی  می رسانم ، كه هر كس پاسخگوی کارهای خود است و هیچ كس را نباید به سبب گناهی كه یكی از خویشاوندانش كرده ، كیفرداد ، کیفر برادر گناهكار نارواست....

من تا روزی كه به یاری مزدا ، پادشاه هستم ، نخواهم گذاشت كه مردان و زنان را بگونه ی برده و كنیز بفروشند و فرمانروایان و زیر دستان من ، بایستی ، كه در سرزمین زیر فرمان خود ، از فروش و خرید برده و كنیز جلوگیری کنند و آیین (رسم) بردگی باید از جهان برافتد ...پیروز باشید.